ابراز علاقه
عشق یعنی همین ..! امید به زندگی !
اول از همه اینو بگم که واقعا پاییز فصل باحالیه . چی ... لازم بگفتن من نبود . میدونم اینو گفتم که یادآوری کرده باشم.
مثلا تو پاییز کلی مناظر دیدنی با رنگ های متفاوت برای نقاشان به وجود میاد . یا دوستان شاعر مخشون تو پاییز بیشتر کار میکنه . اصلا از کجای قشنگی پاییز بگم . این رعد و برق هم که آخرت هر چی کلاسه. موقع رعد برق کلی حس خباثت به آدم منتقل میشه . روح منفی آدم کار می افته . افکار پلید میان سراغت و کلی چیزای باحاله دیگه .
از پنجره به بیرون یه نگاهی میندازی یه نفر از دور داره یواش یواش نزدیک میشه . بیشتر شبیه یه سایه میمونه . یقه کتشو داده بالا ، دستاش تو جیب و بخاری که هر چند لحظه صورتشو می پوشونه . بارونم داره طبق معمول روزای پاییزی جونی به کوچه خیابونا میده . حالا یه رعد ، نور و صحنه فوق العاده زیبا . همه جا روشن میشه . یه نور تقریبا آبی ، بنفش محیط رو روشن می کنه . سایه اون شخص میفته پشت سرش ، باد کتشو تو هوا تکون میده تا حال و هوای اکشن تری به صحنه بده . حالا اون یارو کجا داره میره خدا میدونه . شاید یه آدم کشه و داره میره که سفارش قتل امشب رو انجام بده ! شاید هم یه عاشق که از شدت عشق زده به کلش و توی این بارون و رعد و برق راه افتاده تو خیابون !
از این حرفا بگذریم ........................ پاییز فصل عشق و عاشقی هم هست . پاییز آفریده شده واسه عشق بازی . چه حالی میده وقتی یه شاخ گل سرخ که بهار رو به یاد میاره ، تقدیم می کنی به کسی که دوسش داری .
و آخرین مورد این که سرمارو میشه تحمل کرد وولی گرما رو نه . توی سرما میشه از خونه بیرون رفت و گرما نه . چرا؟ چون هلاک میشی .
کلام آخر : « خوش بحال کسی که بهار و تابستون رو رفت گشت ، پاییز و زمستون رو گرفت خوابید
»عزیزم کهنه صیادی به والله
در این فن الحق استادی به والله
تمام هستی ام بر باد دادی
تو دانشگاه آزادی به والله
به شوق بیشتر دیدنت
کاشتم
دختر آسیابان !
«مسعود کرمی»
خیلی وقته که چیزی ننوشتم
امروز می خوام در مورد یه موضوع جالب که افراد زیادی با اون سرو کله می زنن حرف بزنم. " تنهایی واقعی "
می دونید گاها با اینکه اطراف مارو افراد زیادی گرفتن و با اینکه ما وقته زیادی رو در بین جمع میگزرونیم باز هم احساس تنهایی می کنیم . که تحمل همچین احساسی برای اغلب افراد سخت و برای افرادی هم غیر قابل تحمله . باید بگم که این نوع تنهایی بدترین نوع تنهایی . اغلب از خودت می پرسی چرا با این که من آدم موفقی هستم ولی یه دوست واقعی خوب ندارم ( چه پسر ، چه دختر ) . باید این طور بگم که اغلب افراد فقط به شیرین زبون بودن و زیبایی طرف مقابل اهمیت میدن و نه خود اون فرد . حتی با مواردی برخورد می کنیم با این که یه فرد اصلا آدم خوبی نیست ( از همه نظر ) ولی افراد زیادی دور و برشو گرفتن و خیلی هم اون رو دوست دارن . البته جذاب بودن بحث خیلی مفصلیه که در ادامه در موردش صحبت می کنیم .
مخلص کلام این که " چه سخت است در میان جمع بودن ولی گوشه ای تنها نشستن "